جمعى از نويسندگان
138
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
ابو اسحاق ابراهيم طباطبا كسى است كه عقايد خود را برامام رضا عليه السلام عرضه كرد . و بدان جهت قاضى نيز مىگويندكه جد آنها سيد محمدعلى قاضى ، قاضيالقضات آذربايجان بود . اين خانواده از طرف پدر به حسن مثنى فرزند امام حسن مجتبى و از طرف مادر به فاطمه دختر امام حسين مىرسند زيرا مادر ابراهيم غُمر فاطمه بنت الحسين است . اين خاندان به دلايلى كه برما معلوم نيست از اصفهان به سمرقند مهاجرت كرده اند . امير سيد عبدالغفار جد سيزدهم اين خاندان در سمرقند زندگى مى كرد . وى به همراه خانواده خود از جمله فرزندش امير سيد نورالدين عبدالوهاب از سمرقند به تبريز مهاجرت كرده است . سيد عبدالغفار چنان از عظمت علمى و مقامات عملى برخوردار بود كه سلطان حسن بايندرى معروف به اوزون حسن يا حسن پادشاه ( 9858 882 ) درنوشته اى كه درسال 875 خطاب به وى نوشته است از او با عناوينى همچون : اعلى حضرت ، سيادت منقبت ، قدسى پناه ، حقايق دستگاه ، هدايت شعار ، ولايت دثار ، مرتضى ممالك اسلام ، . . . . سيدرفيعا الحق والحقيقة والطريقة والدين عبدالغفار خلدالله تعالى ظلال ميامن ارشاده وبركاته نام برده است « 1 » . وى قبل از اينكه حسن بيگ به سلطنت برسد در بغداد و به هنگام سفر حج با او ملاقات كرده و او را به سلطنت عراق ، فارس و آذربايجان بشارت داده بود ، همين پيشگوئى باعث شد كه حسن بيگ بعد از رسيدن به سلطنت اميرعبدالغفار را به سمت شيخ الاسلامى انتخاب كرده و دخترش را به نكاح فرزند او اميرعبدالوهاب درآورد « 2 » . اوزون حسن از يك سو به جهت اصالت اين خانواده دختر خود را به نكاح فرزند عبدالغفار يعنى سيد عبدالوهاب درآورد و از سوى ديگر دختر ديگر خود را نيز به نكاح سلطان حيدر صفوى پدر شاه اسماعيل در آورد . « 3 » در حبيب السير مى نويسد : اوزون حسن خواهرش خديجه بيگم را به سلطان جنيد و دخترش حليمه بيگم را به سلطان حيدر صفوى عقد كرد و بواسطه اين مواصلت روز به روز بر جاه و جلال و اسباب حشمت تضاعف گرفت . « 4 » بدين ترتيب سيد عبدالوهاب باجناق سلطان حيدر صفوى بوده و خاندان صفوى با خاندان سادات عبدالوهاب خال زاده هستند . آقا سيد على قاضى پس از گذراندن تحصيلات اوليه در تبريز در سال 1308 عازم عتبات عاليات شد . وى در ابتداى جوانى با امامقلى قراباغى ( نخجوانى ) به امر پدر بزرگوارش مصاحبت داشت و سپس نزد پدر بزرگوار به تزكيه و تصفيه اخلاق و علوم ظاهرى مبادرت ورزيد پس از تشرف به نجف اشرف دست و دامن از آلايش دنيويه شسته و افشانده و به كلى از اسباب عاديه منقطع و با تمام اركان مشغول تصفيه نفس و باطن گرديد و به خدمت جمعى از اكابر اوليا رسيد ، از جمله با سيد احمد تهرانى معروف به كربلايى كه يكى از شاگردان
--> ( 1 ) - فرمانهاى تركمانان قراقوينلو و آق قويونلو ، ص 1352 ، ص 75 و همچنين اللوامع الالهيه فى المباحث الكلاميه ، لجمال الدين مقداد سيورى ، تحقيق شهيد محمدعلى قاضى طباطبايى ، ص 75 . ( 2 ) - روضات الجنان ، ص 215 ( 3 ) - رجال آذربايجان ، در عصر مشروطيت ، ص 74 . ( 4 ) - تاريخ حبيب السير فى اخبار افراد بشر ، ج 4 ، ص 430 .